حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

390

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

آن را پيش رو مينهاد و با هر كه خشم ميكرد در دم او را بزوبين ميكشت . از اينرو آشوبهاى كه پيش از او بود فرو نشست و آنها كه بهر بهانه بجان خلفا دستبرد ميزدند به جاى خود نشستند بگفته سيوطى : " منتقم را نيز به القاب وى افزوده بودند و بر سكه رقم ميزدند . " بگفته صولى ، قاهر مردى جسور و خونخوار و بد سيرت و متلون و شرابخوار بود و اگر سلامت نفس حاجب وى سلامه نبود مردم بسيار را بكشتن داده بود . از ميان توطئه‌گران بر ضد قاهر فقط ابن مقله جان از غائله بدر برد اما خانه‌اش را بسوختند و خانه كسانش غارت كردند و چون فتنه بخفت قاهر مستمرى سپاه را بداد كه دلخوش شدند و كار وى استقرار يافت . اما گروه ساجيان يعنى پيروان ابن ابى الساج كه از سرداران معتمد بود و هم جماعتى از نگهبانان كه از صولت قاهر بيمناك بودند و تحريك ابن مقله در ايشان كارگر افتاد ، بار ديگر بشوريدند و چون شنيدند قاهر در خانه مونس سردابها آماده مىكند هيجانشان فزون شد كه پنداشتند براى مجازات سران ايشان مهيا مىشود . ابن اثير گويد : " قاهر با ساجيان و نگهبانان خشونت آغازيد و مقاصد ايشان را انجام نداد و هم در خانه خويش پنجاه سرداب بساخت و درهاى آن را محكم كرد گفتند كه سردابها را براى ساجيان و نگهبانان كرده است و كينه و بيمشان را برانگيخت و هم در آن ايام گروهى قرمطى را از فارس ببغداد آوردند و خليفه بفرمود تا همه را در سردابهاى قصر بزندان كردند و نهانى با ايشان مواضعه كرد تا بكمكشان از خطر ساجيان و نگهبانان آسوده شود . " از معاريف دوران قاهر يكى ابن دريد بود كه بگفته مسعودى : " در شعر مهارت داشت و در لغت ، تالى خليل بود . "